نسخه شماره 2527 - 1389/09/30 -

وزير کشور دولت اصلاحات در گفت وگو با مردم سالاري:
جمله امام (ره) مبني بر « ميزان حال فعلي اشخاص است» براي جذب بود، نه دفع
انتخابات مجلس اول برايم روياشده است

 وزير کشور دولت اصلاحات در گفت وگو با مردم سالاري:
 جمله امام (ره) مبني بر « ميزان حال فعلي اشخاص است» براي جذب بود، نه دفع 
 انتخابات مجلس اول برايم روياشده است
نويسنده : محمدرضا موحدي

 فرمان هشت ماده اي امام خميني (ره) در 24 آذر ماه سال 61 در شرايطي صادر شد که بخش اعظمي از توان کشور در بخش هاي مختلف صرف جنگ تحميلي مي شد.از طرفي ديگر به دليل وجود عناصر مخالف و خود فروخته اي همچون منافقين و وابستگان به رژيم گذشته فضاي ناامني به دليل ترورها، بمب گذاري و حمله به مردم ايجاد کرده بود.اين فضاي تند و خشن موجب شد تا بخشي از مسوولان و نيروهاي انقلابي که در دستگاه ها و کميته هاي  پاکسازي حضور داشتند، پارافراتر از محدوده قانوني خود بگذارند و حقوق شهروندان و متهمين رعايت نشود و برخوردهاي قهرآلود موجب شد، سران نظام نسبت به چنين اقداماتي ابراز نگراني کنند.در همين راستا امام خميني (ره) با نگاه تيزبينانه روبه جلو و آينده نگر خود دستوراتي را در 8 بند صادر کردند که مجموعه اين فرمان علاوه بر توصيه و تاکيد به مراجع  قضايي براي تسريع در حل مشکل مردم، همچنين حفظ حقوق آنها، مرز مشخصي را در نحوه عملکرد و برخورد با متهمين، مجرمين و حريم خصوصي مردم تعيين کردند. در واقع فرمان هشت ماده اي امام دعوت همه مسوولان براي بازگشت به قانون در همه ابعاد بود و سند ماندگاري شد براي نظام جمهوري اسلامي ايران که فارغ از شرايط زماني و مکاني صدور، همچنان عمل به اين فرمان از سوي مسوولان مي تواند گره گشاي بسياري از مشکلات و معضلات باشد. در همين راستا با حجت الاسلام والمسلمين عبدالواحد موسوي لاري، وزير کشور دولت اصلاحات و عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز به تحليل و بررسي فرمان هشت ماده اي امام خميني (ره) و تاثيرات مثبت آن بر جامعه و امنيت رواني مردم  به گفت وگو نشستيم. وي در اين گفت وگو علاوه بر تحليل محتوايي فرمان هشت ماده اي نسبت به بروز تحرکاتي براي امام زدايي بار ديگر هشدار داد و اظهار داشت که  نشانه هاي اين اقدام قابل مشاهده است. موسوي لاري در طول مصاحبه خود تاکيد کرد که تشکيل نظام اسلامي با هدف تامين آزادي هاي مشروع مردم بوده است و اين نظام بر اساس معماري حضرت امام (ره) در راستاي نهادينه کردن اخلاق و ارتقاي سعادت، حفظ و دفاع از حقوق مردم  استوار شده است و ايشان به اين تفکر اعتقاد داشت و صدور فرمان هشت ماده اي ناشي از عملگرايي امام (ره)به اين عقيده بوده است.
با هم اين گفت وگو را مي خوانيم:
زمان صدور فرمان هشت ماده اي امام (ره) امسال مصادف شده با ايام محرم و سوگواري اباعبدالله الحسين (ع)، بفرماييد که اين فرمان در چه شرايطي از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي صادر شد و آيا به لحاظ قانوني خلائي احساس مي شد؟
در ابتدا ايام سوگواري و فرارسيدن شهادت اباعبدالله الحسين (ع) را تسليت عرض مي کنم و آرزوي توفيق و تبعيت از راه و رسم اين بزرگوار و شيعه اميرالمومنين بودن را مي کنم. به نکته مهمي اشاره کرديد که  "اين فرمان در چه شرايطي صادر شده است؟" اين نکته کليد فهم بسياري از حقايق تاريخي و واقعيت هايي است که در متن جامعه اتفاق افتاده است. اگر شرايط بروز و ظهور يک فرمان و دستور همچنين شرايط زماني آن شناخته و درک نشود، قطعا نمي توان به زاويه هاي مختلف آن پي برد.انقلاب اسلامي سال 57 به پيروزي رسيد; حدود يک سال و نيم از انقلاب گذشته بود که جنگ تحميلي شروع شد، از شهريور 59 که جنگ شروع شد تا خرداد 60 که ترورهاي کور منافقين و عمليات مسلحانه آنها شروع شد، فضاي عمومي جامعه به سمت خشونت رفت. در حين درگيري کشور با دشمن خارجي که همه امکانات مردم براي دفاع از انقلاب و مرزها بسيج شده بود، عده اي که خود را انقلابي مي دانستند، دست به مبارزه مسلحانه عليه نظام زدند و در خيابان ها به مردم حمله ور شدند، ترورهاي کور را در گوشه و کنار کشور انجام دادند و هر کسي را که دلبسته اين انقلاب بود مورد حمله و هدف خود قرار دادند. در چنين فضايي يعني فضاي ناشي از انقلاب که نوعي تقابل در آن به صورت معمول وجود دارد و فضاي ناشي از جنگ تحميلي و ترورهاي گروهک ها، دستگاه وابسته به اين انقلاب يک سري از خود عکس العمل هايي را در قبال اين شرايط انجام مي دادند، از يک طرف بعضي از عوامل رژيم سابق و وابستگان آن که اگر در داخل سيستم مي ماندند دست به توطئه مي زدند و از طرفي ديگر عواملي که در دفاع مقدس مردم کارشکني مي کردند مانند منافقين که با ادعاي انقلابي گري به مردم و مسوولان حمله ور شده بودند، فضايي تند و خشن بوجود آمده بود و دستگاه هاي منتسب به انقلاب نيز عکس العملي در قبال اين ترورها نشان دادند و بعضا اعمالي خارج از قانون انجام مي دادند. نظامي که در کمترين زمان ممکن در معرض راي مردم و همه پرسي قرار گرفت و مردم با/2 98 درصد به آن راي مثبت دادند; انقلابي که بر خلاف تمامي انقلاب ها در کمتر از شش ماه بحث تدوين قانون اساسي را مطرح کرد تا همه چيز بر اساس آن صورت گيرد، انقلابي که در کمتر از يک سال انتخابات مجلس و رياست جمهوري را برگزار کرد، انقلابي که ظهور و بروزش بدون خشونت شکل گرفته بود و مردمي که بدون هيچ سلاحي و با راهپيمايي خود نظام سلطنتي را ساقط کردند، دچار نوعي افراط گرايي شده بود و دستگاه هاي انقلابي در پاره اي موارد خارج از چارچوب قانون با افراد برخورد مي کردند. انقلاب نه طرفدار خشونت بود و نه کسي که در راس انقلاب قرار داشت مي خواست بدون مراجعه مردم و فرد محوري، مسير طي شود. امام(ره) نسبت به راه و مسير خود ترديدي نداشتند و آن را صحيح و درست مي دانستند، اما نظر مردم را در آن به عنوان يک اصل پذيرفته بود. بنابراين در انقلابي که بدون توسل به خشونت و با مراجعه به راي و نظر مردم به بار نشسته بود به دليل شرايط ناشي از جنگ تحميلي و توطئه هاي عوامل ساواک و منافقين، برخي مسوولين و دستگاه ها در انجام وظايف خود دچار يک نوع نارسايي در فهم منويات انقلاب شده بودند. برخي دستگاه ها به زعم خود به منظور حفظ انقلاب خارج از چارچوب قانون و وظايف خود عمل کردند، در حالي که امام خميني (ره) حرکت در مسير قانون را به عنوان يک اصل پذيرفته بودند و آن را مورد تاکيد قرار مي دادند، اگر چنين نبود نظام را در معرض راي مردم قرار نمي دادند و انتخابات آزاد برگزار نمي شد. کميته هاي پاکسازي در درون دستگاه ها برخي افراد و کارمندان را  بدون ضابطه اخراج کردند، دادگاه هاي انقلاب در برخورد با متهمين، ضوابط و آيين دادرسي را رعايت نکردند، متهم را به جاي مجرم گرفتند و با آنها برخورد کردند. گزارش چنين اتفاقاتي به امام خميني (ره) رسيد که در دادسرهاي انقلاب و کميته هاي پاکسازي، حقوق افراد مورد توجه قرار نمي گيرد و افراد مورد تعرض قرار مي گيرند. خوب وقتي اين گزارش ها به ايشان رسيد، امام (ره) براي دفاع از حقوق مردم فرمان هشت ماده اي را صادر کردند و اگر بخواهم در يک جمله اين فرمان را توضيح بدهم، بايد بگويم که پيام هشت ماده اي امام (ره) منشور حقوق بشر و قانونگرايي است.
اين سوال مطرح مي شود که آيا قانون اساسي و قوانين عادي موجود ظرفيت لازم را براي برقراري نظم در جامعه نداشته اند يا علت چيزي ديگري بود؟
سخن بر سر کفايت و عدم کفايت قانون نيست، هم قانون اساسي و هم قوانين موضوعه وجود داشت، اما چيزي که به عنوان خلا» احساس مي شد، اين بود که به قانون عمل نمي شد، چيزي که حضرت امام (ره) به آن تاکيد مي کردند، بازگشت به محور قانون و قانون محوري در امور بود. به عنوان مثال دادگاه نمي بايست خارج از چارچوب آيين دادرسي حکمي را صادر کند يا اينکه متهم حق دفاع از خود دارد و بايد به او اجازه دفاع داد.فرمان هشت ماده اي از موضع رهبر و موسس انقلاب براي برخورد با مديران انقلاب بود که در مقام دلسوزي براي انقلاب و نظام، موازين قانوني را رعايت نمي کردند; اين فرمان هشت ماده اي در واقع دفاع از حقوق مردم عليه پاره اي از افراط گري ها بود که دستگاه هاي انقلابي از خود نشان مي دادند و پيش از اين توضيح دادم که اين افراط گري هاي خارج از چارچوب، معلول شرايطي بود که بواسطه مخالفين نظام، جنگ تحميلي، حمله مسلحانه، کودتاي نوژه و ... به وجود آمده بود. امام خميني (ره) با وجود تمامي اين مشکلات، اعلام کردند که به هيچ بهانه و توجيهي نبايد حق مردم توسط مسوولان و برخي دستگاه ها زير پا گذاشته شود; اين شان نزول فرمان هشت ماده اي امام (ره) بود که  با وجود پاره اي خشونت ها و مشکلات که مي توانست بهانه اي براي خروج از موازين براي مسوولين از محور قانون باشد، ايشان فرمودند که هيچ کس حق خروج از مدار قانون را ندارد.
آنچه در فرمان هشت ماده اي امام (ره) به مسوولين قضايي تاکيد شده، رعايت و تامين حق مردم در اسرع وقت است، البته در ساير سخنان و توصيه هاي ايشان چنين نکته اي ديده مي شود و بر تامين حق مردم تاکيد شده، جايگاه مردم و رعايت حقوق آنها در انديشه حضرت امام(ره) چه جايگاهي دارد؟
متاسفانه امام خميني (ره) براي همه به خوبي معرفي نشده است، کار علمي قوي در زمينه شناخت ابعاد شخصيت ايشان صورت نگرفته است، اينکه منش و مديريت ايشان چگونه بوده است را نتوانستيم به خوبي بفهميم و تفهيم کنيم. با وجود تمامي ارادتي که همه به ايشان داشته و دارند و جريانات مختلف بر آن تاکيد مي ورزند، بايد بگويم واقعا ايشان به عنوان يک رهبر که ديدگاه ها و گفتارش راهنما و رفتارش اسوه است يا مورد شناخت قرار نگرفته است يا عليرغم شناخت به دليل پاره اي مسايل آنگونه که بايد مورد عمل قرار نگرفته است. به اعتقاد من يکي از اصول انديشه امام اعتماد و اتکاي به مردم بود (من به اتکاي مردم دولت تعيين مي کنم) جمله اي که در روز ورود به ايران مطرح کردند، نشان پايبندي ايشان به اين اصل بود. بعنوان مثال چرا ايشان فرمودند که "مجلس در راس امور است" زيرا مجلس تبلور گونه هاي مختلف فکري و سليقه هاي متنوع مردم زير يک سقف است. از نظر ايشان  اجتماع نمايندگاني که توسط مردم به مجلس فرستاده مي شوند، به منزله يک ايران کوچک است و به همين دليل مجلس در راس امور است چرا که مجلس نماد کل ايران است و ايشان به چنين تفکري اعتقاد داشتند. برخي رهبران سياسي که سخن از مردم مي زنند ، بيشتر براي تاييد خودشان است، اما امام(ره) اينگونه فکر نمي کردند، ايشان به معناي واقعي کلمه بنيانگذار يک نظام بودند و مي خواستند سنتي بگذارند که در آينده باقي بماند. اين که ايشان بر روي مجلس تاکيد مي کردند، صرفا براي دوره و زمان خود که چنين چيزي را نمي خواستند، در واقع امام (ره) چنين تفکري را براي آينده پيش بيني کرده بودند که در جامعه چنين جا بيفتد که تصميم گيرنده اصلي مردم هستند، يا احکام و قوانين براي سعادت اين انسان است، اگر قرار باشد که قوانين و مقررات از مردم سلب آسايش بکند که ديگر ارزشي ندارد.در قرآن هم چنين گفته شده که پيامبر براي آسايش و رحمت مردم آمده است. خوب به نظر من زير بناي فکري امام (ره) چنين است که همه چيز در جهت کمال، سعادت، آرامش مردم، بهبود معيشت، حفظ عزت و کرامت انسان ها سوق پيدا کنند. حالا اگر دستگاه هاي متولي در اين راستا حرکت نکردند امام (ره) باآنها برخورد مي کند. چرا که امام تعريفش از نظام اسلامي اين است. امام (ره) قضاتي که خيلي دلسوز انقلاب بودند، وقتي برخورد تند و خلاف مقررات داشتند، با آنها برخورد و عزلشان مي کردند. حجت الاسلام والمسلمين مجيد انصاري نقل مي کرد که از طرف شوراي عالي قضايي مامور مي شود که از وضعيت زندان ها گزارشي تهيه کند و پس از تهيه گزارش، امام (ره) وقتي نارسايي ها را مشاهده کردند، خيلي ناراحت شدند و در جلسه اي با مرحوم شهيد لاجوردي که دادستان انقلاب تهران و رئيس زندان سياسي بود، داشتند، مرحوم لاجوردي در اين جلسه يک چنين تعبيري به کار مي برد که اگر بدين صورت برخورد نکنيم (برخوردهاي تند با عوامل ضد انقلاب)، انقلاب و نظام آسيب مي بيند و تعابيري اينچنين به کار مي برد، که امام (ره) برآشفته مي شوند و مي گويند که به جهنم که انقلاب آسيب مي بيند، ما انقلاب را براي اجراي حق و عدالت مي خواهيم نه اينکه حقوق انسان ها را زير پا بگذاريم چون مي خواهيم انقلاب را حفظ کنيم. ايشان که همه تلاششان اين بود که انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن حفظ شود و براي آيندگان باقي بماند، اما مي فرمايند، حفظ حقوق مردم بر هر چيزي مقدم است. فرمان هشت ماده اي امام خميني (ره) در واقع براي تحقق بخشيدن و عملي شدن اين تفکر صادر شد. وقتي بررسي مي کنيم بسياري از قضات به دليل رعايت نکردن موازين قانوني و عدم رعايت حق متهمين و حتي مجرمان از کار عزل و بعضي ها زنداني شدند و فرمان هشت ماده اي امام(ره) به نقطه عطفي در مسير انقلاب و منشوري براي متوليان امر در برخورد با مردم حتي متهمين و مجرمان بود. چند سالي از عمر انقلاب نگذشته بود که امام احساس کردند به بهانه حفظ انقلاب، يک سري ارزشها که انقلاب به خاطر آن تشکيل شد در حال ناديده گرفته شدن است و آن ارزش ها براي ايشان مهمتر بود و انقلاب را براي آن ارزش ها مي خواست، نه اينکه با ناديده گرفتن آن ارزش ها انقلاب حفظ شود.
نسبت فرمان هشت ماده اي با قانون اساسي چگونه بود؟
در واقع تمام هدف اين فرمان بازگشت متوليان امور به قانون اساسي و قوانين موضوعه ديگر است. سمت و سوي فرمان هشت ماده اي اين است که چرا با وجود قانون اساسي و قوانين رايج در کشور، ضوابط مورد توجه متوليان قرار نمي گيرد. مثلا چرا محاکم به آيين دادرسي توجه نمي کنند؟ چرا کميته هاي بازسازي و پاکسازي در ادارات خصوصا در آموزش و پرورش حق مردم را ناديده مي  گيرند؟
فرمان هشت ماده اي داراي دو محور است: يکي احترام به حقوق مردم و يا همان حقوق بشر، دوم اينکه اوج قانونگرايي امام(ره) و احترام ايشان به قوانين را نشان مي دهد که ايشان براي بازگرداندن نهادها و دستگاه هايي که فراقانوني عمل مي کردند به چارچوب قانون اين فرمان را صادر کردند. براي روشن تر شدن اين موضوع خاطره اي را ياد مي کنم که پس از پايان جنگ تحميلي در سال 67 و در مجلس سوم، جمعي پنج شش نفره بوديم که همين مسائل روز کشور مثل خارج از چارچوب عمل کردن و تصميم گيري برخي مسوولين ما را نگران کرده بود و با هم مشورت کرديم که چطور اين موضوع را به امام (ره) انتقال بدهيم تا جلوي حرکتهاي فرا قانوني گرفته شود. بعضي فکر مي کردند که ممکن است امام (ره) ناراحت شوند و توجهي به اين نامه نداشته باشند، ما سيره و منش امام (ره) را مي شناختيم و اطمينان به اثرگذاري نامه داشتيم اما از طرفي برخي هم توصيه کردند که نوشتن اين نامه ممکن است، موجب ناراحت شدن ايشان شود. به هر صورت ما نامه به حضرت امام (ره) نوشتيم که محتواي آن انتقاد از ناديده گرفتن قوانين بود و  خدمت امام (ره) ارسال کرديم; ايشان به جاي اينکه با نامه انتقادي ما برخوردي داشته باشند و از آن برنجند، استقبال و تشکر کردند و فرمودند که اين نکات همانگونه است که نوشته ايد، وظيفه ماست که همه در چارچوب قانون حرکت کنيم. نکته اي که بر آن تاکيد دارم اين است که امام (ره) خود را از قانون و قانونمداري مستثني نداستند و اظهار داشتند که همه ما بايد به قانون برگرديم. بنابر فرمان هشت ماده اي امام (ره) هيچ کس حق ندارد به بهانه دفاع از انقلاب و نظام و دفاع از جمهوري اسلامي ايران خلاف قانون انجام دهد.
در آن زمان بازتاب فرمان هشت ماده اي در بهبود شرايط  جامعه چطور بود؟
بازتاب آن در سطح جامعه بسيار خوب و موثر بود. جلوي افراط گري هاي دستگاه هاي مختلف گرفته شد، خيلي از عناصر افراطي تنبيه يا عزل شدند و برخي هم حساب کار دستشان آمد. اين نکته را بگويم که دلسوزي نيروهاي انقلاب درچارچوب موازين قانوني مورد توجه امام (ره) بود نه خارج از آن. در آن شرايط پس از فرمان هشت ماده اي ايشان، جامعه به حالت تعادل رسيد و افراطيون انقلابي هم فهميدند که بايد در حدود وظايف قانوني حرکت کنند. از طرفي مردم که در آن زمان به دليل برخوردهاي تند و همچنين ترورهاي کور و حمله هاي مسلحانه دچار تشويش و نگراني، اضطراب و ترس شده بودند، احساس امنيت روحي و رواني در مردم ايجاد شد که اين انقلاب بنا ندارد به هر وسيله خود را تثبيت کند، بلکه در چارچوب قانون به دنبال تثبيت خود است و حتي مجرمين و متهمين هم احساس امنيت کردند و شرايط جديدي در جامعه به وجود آمد.
ما هر ساله به مناسبت هاي مختلف تاريخي مطالب و تحليل شرايط گذشته را به عنوان هايي بيان مي کنيم، به نظر شما  لزوم بازخواني انديشه ها، سخنان و توصيه هاي امام(ره) به چه ميزان احساس مي شود و اينکه تا چه حد توانسته ايم لايه هاي پنهاني کلام ايشان را انتقال بدهيم و چه قدر نياز است که کار بيشتري صورت گيرد؟
ببينيد، همان طور که گفتم امام(ره) متاسفانه مظلوم عصر ماست، زيرا بزرگترين انقلاب مردمي بر اساس ارزش هاي الهي و انساني را به وجود آورد و در عمل هم تلاش کرد که اين ارزشها و خواسته هاي انساني نهادينه شود. اما برداشت هاي متفاوت از نظرات و سيره امام (ره) صورت گرفت، همچنين بي مهري هايي که امروز نسبت به ايشان مي شود. پنج شش سال پيش بود که من مصاحبه اي انجام دادم و در آنجا بيان کردم که در حال مشاهده آثار امام زدايي هستيم و نسبت به آن هشدار دادم. حالا ديگر نيازي نيست که هشداري نسبت به چنين اقدامات بدهيم و به وضوح در حال مشاهده آن هستيم و در حوزه علميه و ديگر جاها تعبيرهايي به کار مي برند که آدم دلش مي سوزد. يک نمونه که شايد براي من طلبه مهم باشد و تاکيد دارم که در اينجا به عظمت امام بي توجهي شده است، اظهارات يکي از روحانيون عضو جامعه مدرسين بود که گفت مرجعيت امام را جامعه مدرسين اعلام کرد. او براي بالا بردن جايگاه تشکل سياسي متبوع خود چنيني اظهاراتي کرد در حالي که دانسته يا ندانسته به شخصيت امام بي احترامي کرده بود. دست اندازي به شخصيت امام(ره)تا کجاها پيش رفته است شخصيتي که در بين فقهاي زمان ما جامع علوم عقلي و نقلي بوده است، فقيه اصولي و فيلسوفي متبحر. بسياري از فقها در فقه و اصول تبحر دارند، ولي نظري به فلسفه و علوم عقلي ندارند. امام (ره) علاوه بر اينکه در زمينه علوم عقلي صاحبنظر بودند، يک فقيه صاحب سبک در زمان خودشان بودند که سالها قبل از اينکه مرجعيتشان اعلام شود; حوزه علميه استادي مثل ايشان به خود نديده بود و درس خارج فقه و اصول امام  (ره) مهمترين درس حوزه بود و شاگردان ايشان کساني بودند که بعدها به بزرگان و مجتهدين تبديل شدند. قبل از اينکه نهضت و انقلاب شروع شود و بحث مبارزات سياسي پيش بيايد; ايشان به عنوان شاخص ترين استاد فقه و اصول و فلسفه حوزه علميه قم شناخته مي شدند، البته در زمان مرحوم آيت الله العظمي بروجردي که به عنوان مرجع کل شناخته شده بودند، امام(ره) به هيچ وجه حاضر نشدند که رساله عمليه خود را ارايه کنند، هر چند که در آن زمان مقلديني نيز داشتند. من از بعضي بزرگان شنيدم که پس از فوت مرحوم آقا شيخ عبدالکريم حائري که آيت الله العظمي بروجردي به دعوت بزرگاني مثل حضرت امام به عنوان زعيم حوزه وارد قم شدند، امام مدتي درس فقه خود را به احترام ايشان تعطيل کردند. مرحوم آيت الله بروجردي از اين اقدام مطلع مي شوند و به امام (ره) مي گويد که چرا درس خارج فقه را تعطيل کرديد؟ امام (ره) پاسخ مي دهد که شاگردان من هم به مجلس درس شما خواهند آمد، آيت الله العظمي بروجردي خطاب به امام (ره) مي گويند که درس فقه شما درسي است که حوزه از آن استفاده مي کند وبه هيچ نحو نبايد تعطيل شود. همين امر نشان مي دهد که درس امام (ره) چقدر مهم بوده است. پس از فوت آيت الله العظمي بروجردي، زماني امام مقابل رژيم شاه نهضت را شروع کردند که مرجع تقليد بودند و عده زيادي از ايشان تقليد مي کردند. در زماني که رژيم امام (ره) را دستگير کردند، عده اي از مراجع حوزه طي نامه اي به رژيم نوشتند که ايشان از مراجع جامع الشرايط حوزه به شمار مي آيند و طبق قانون اساسي مشروطه رژيم حق نداشت با مراجع جامع الشرايط برخورد کند و آنها مصونيت قانوني داشتند. ملاحظه مي کنيد که امام (ره) قبل از ورود مرحوم آيت الله بروجردي بعنوان مجتهدي جامع که استاد مبرز فقه و اصول حوزه و داراي مقلديني است شناخته شده بود. اين حرفي که بعضي از آقايان در حوزه علميه قم گفتند که مرجعيت امام را ما تاييد کرديم بزرگترين ظلم به امام، بزرگترين ظلم به فقهات شيعه و بزرگترين ظلم به تاريخ و حوزه بود، يعني مرجعيت امام (ره) ناشناخته بود و آنها بودند که ايشان را تاييد کردند! اين تشکل جامعه مدرسين حوزه علميه قم که آن فرد گفت ما مرجعيت امام (ره) را تاييد کرديم کي بوجود آمده است؟ خوب است تاريخچه تاسيس آن را بگويند تا حقيقت روشن شود. اينها ظلمي است که نه تنها به امام بلکه به تاريخ مملکت و تاريخ تشيع مي شود. فرمان هشت ماده اي امام (ره) نشان از سيره عملي امام به عنوان رهبر جامعه است که از موضع قدرت با عوامل خودش مثل دادگاه هاي انقلاب و ساير نهادها برخورد مي کند که چرا به حقوق مردم توجه نمي کنند. هيچ وقت امام(ره) به دنبال توجيه کارها نبود و اينکه بگويد حالا يک کاري بوده که شده، چون معمولا انسان به دنبال توجيه عمل خودش مي گردد. ايشان مي فرمودند که همه بايد در عمل دقت کنند و حساس باشند. به نظر من شخصيت امام (ره) به درستي شناخته نشده است حتي برخي عبارات و سخنان امام (ره) عکس آن چيزي که منظور ايشان بود،  معرفي شده است. امام (ره) دو فراز دارند که جهت گيري ايشان را نشان مي دهد، اما الان به طريقه ديگري تعبير مي شود. يکي اين جمله است که "حفظ نظام از اوجب واجبات است" و ديگري جمله "ميزان حال فعلي اشخاص است." شما ببينيد سرنوشت اين دو جمله امام (ره) به کجا کشيده شده است. امام (ره) به عنوان يک رهبر موسس نظامي را تاسيس کرده است که چارچوب هايي دارد. او مي گويد که حفظ اين نظام که داراي اين ارزشها و چارچوبها و منشها است از اوجب واجبات است. حالا برخي افراد براي اين که منشها و سليقه هاي خودشان را توجيه کنند به اين جمله تمسک مي جويند. فارغ از اينکه امام (ره) نظام جمهوري اسلامي را براي احياي ارزش ها و احترام به حقوق مردم و تحقق شعار " استقلال، آزادي جمهوري اسلامي" ايجاد کرده است، اصلا نظام جمهوري اسلامي براي اين به وجود آمد که در آن مردم و انسانها محترم باشند; قوانين در آن رعايت شود، اخلاق و اخلاق مداري در جامعه حاکم شود و اگر اينها نباشد جمهوري اسلامي بي معنا مي شود. حالا يک عده هرگونه تهمت و تخريب، دروغ و کارهاي خلاف انجام مي دهند و بعد در توجيه کار خودشان مي گويند، اين کارها را براي حفظ نظام انجام مي دهيم، اين ظلمي است که به امام مي شود. آن نظامي که اخلاق در آن ملاک است، آن نظامي که استقلال کشور، آزادي فردي و اجتماعي را مورد توجه قرار مي دهد، آن نظامي که حقوق انسانها را محترم مي شمارد، آن نظامي که باز شدن ذهن و فکر مردم را از طريق رسانه هاي آزاد و مستقل مي خواهد، اينها مد نظر امام (ره) است. براي من طلبه که از طريق فکر، منش و راه امام (ره) وارد اين زندگي شده ام، انتخابات اولين دوره مجلس شوراي اسلامي که خود من کانديداي آن بودم، در ذهنم به يک رويا تبديل شده است. انتخابات سال 58 در آن شرايط برگزار شد که من طلبه که قبل از پيروزي انقلاب سهم ناچيزي در راه نهضت و مبارزه عليه رژيم شاه داشتم، خود را وابسته و دلبسته به امام (ره) مي دانستم،  به عنوان نامزد انتخابات مجلس شرکت کردم. در آن شرايط رقيبان من افرادي همچون حبيبي از اعضاي حزب توده، محمد يگانه از حزب ملت وابسته به داريوش فروهر، يک نفر از اعضاي ايل قشقايي و خواهرزاده خسرو و ناصر خان قشقايي به نام منوچهر قشقايي که تشکيلاتي در فارس براي خود داشتند و يک فرد ديگري وابسته به مجاهدين خلق (منافقين) به نام شيباني بودند. در اين فضاي رقابتي، من و شهيد نصيري که ائتلاف نانوشته اي در انتخابات داشتيم، چون لارستان دو نماينده براي مجلس مي خواست، وارد عرصه انتخابات شديم. به معناي واقعي احترام به نظر مردم در اوج خودش بود و آن را احساس مي کرديم. اين همان نظامي بود که امام (ره) مي خواست که در آن راي مردم محترم شمرده شود و اخلاق حکمفرما باشد. امروز برخي نشريات، سايتها و روزنامه ها را بخوانيد، ببينيد به زمين و زمان تهمت مي زنند و هر چه مي خواهند مي گويند و فکر مي کنند که در جهت حفظ نظام و خدمت به نظام حرکت مي کنند.
به هر صورت از سخنان امام(ره) تعابير مختلفي مي شود و برخي تاکيد مي کنند که منظور ايشان اين بوده است، آيا مي توانيم استنباط کنيم، همه تعابير درست و برحق است؟
ببينيد، برداشت متفاوتي هست، مي خواهم بگويم وقتي امام (ره) مي فرمايند حفظ نظام از اوجب واجبات است، منظور ايشان چيست؟ چه زماني اين سخن را گفتند و چرا اين حرف را بيان کردند؟ امام (ره) فرمودند همانگونه که نماز واجب است، روزه واجب است، حج واجب است، نفقه همسر بر مرد واجب است، تامين معيشت خانواده بر پدر خانواده واجب است و ... حفظ نظام اسلامي هم واجب است، نه تنها حفظ نظام واجب است که حفظ نظام از اوجب واجبات است اما آيا انجام ساير واجبات با مقدمات حرام صحيح است؟ نماز در لباس غصبي يا حج با پول دزدي و امثال آن صحيح است؟ پيداست که پاسخ منفي است. به همين نسبت حفظ نظام هم از طرق نامشروع يعني تضييع حقوق مردم،  دروغ،  تهمت، هتک حيثيت مومن و... هرگز صحيح نيست. اين نظام براي چه به وجودآمده است؟ براي اينکه استقلال و آزادي مردم را حفظ کند. در قانون اساسي آمده است که هيچ کس نمي تواند براي حفظ استقلال، آزادي هاي مشروع مردم را از بين ببرد.
همين نظام مي گويد که هيچ کس حق ندارد به بهانه آزادي به آزادي ديگران تعرض بکند. يک نظام اخلاق مدار که با هدف برقراري آزادي هاي مشروع و به رسميت شناختن حق مردم شکل گرفته است، نمي تواند با تهمت، تخريب، چاپلوسي و تملق روي پاي خود بماند. يعني اينکه به افراد تهمت بزنيم که نظام حفظ شود، اتفاقا نظام جمهوري اسلامي آمده است که تهمت و تخريب و پلشتي و آزادي سوزي و اين چيزها نباشد. اين تفسير غلطي است که از کلام امام(ره) به وضوح قابل مشاهده است که به امام (ره) هم ظلم مي شود.
برخي نيز در تفسير سخنان و مسائل مي گويند که خواسته هاي شخصي و گروهي افراد به جاي حق مردم بيان مي شود و با آن چيزي که محور است، فاصله دارد، اين را چطور مي توان پاسخ داد و مورد بررسي قرار داد؟
اينطور توضيح بدهم، اين نظامي که با بداخلاقي مبارزه کرده است، نمي توان با بداخلاقي حفظش کرد. اين نظام آمده است که فاصله بين مسوولين و مردم را کم بکند و نمي شود که مديران براي خود حقي فراتر از ديگران قائل باشند. اگر کسي گفت که آنچه من مي گويم حق هست و ديگران حق ندارند چيزي در قبال آن بگويند، بايد بگويم که اين همان چيزي نيست که امام (ره) مي خواسته است. اين نظام آمده است که بيت المال در مسير قانوني هزينه شود، اگر کسي آمد و بيت المال را همينجوري که به هر کس خواست بدهد، اين قطعا بر خلاف آن چيزي است که نظام مي خواسته است. مي خواهم بگويم که نظام داراي ارزش هايي است که هر چه از اين شاخص ها فاصله بگيريم از نظام فاصله گرفته ايم. آن چيزي که بداخلاق ها در رسانه هاي خودشان به صورت هتاکي، فحاشي و دروغ مطرح مي کنند; اينها مخالف اصل نظام است، ولو اين که مدعي باشند که ما اين کارها را براي حفظ نظام انجام مي دهيم. انقلاب شد و امام (ره) آمد و نظامي تشکيل شد که حقايق به مردم گفته شود و حق اجرا شود; اما براي حفظ نظام نمي شود از روشهاي غير حق استفاده کرد. اين را تاکيد کنم که تحليل و کلام امام (ره) روشن است و تفسيرهايي که مي شود، ممکن است برداشت هاي شخصي و در بعضي موارد سو»استفاده از کلام امام (ره) باشد.

جمله امام (ره) مبني بر «ميزان حال فعلي اشخاص است»
براي جذب بود، نه دفع

در فرمان هشت ماده اي امام(ره) يک جمله کليدي در بند دو آن آمده است که "ميزان حال فعلي اشخاص است"، اين جمله چطور تحليل مي شود که منظور ايشان از بيان عبارت فوق چه بوده است؟
بايد بگويم که متاسفانه امروز از اين جمله امام (ره) به تعبيري ديگر و براي حذف نيروهاي انقلاب و وابسته و دلبسته به امام (ره) به کار برده مي شود. يعني امروز با نيروهاي ريشه دار انقلابي برخورد مي شود و مي گويند، ميزان حال فعلي اشخاص است. بايد همه ما بدانيم اين جمله امام (ره) در چه شرايط زماني، مکاني و چه فضايي مطرح شده است. ايشان اين جمله را وقتي به کار بردند که از ناحيه طرفداران انقلاب در برخورد با کساني که متهم به تحکيم مباني رژيم پهلوي بودند ولو کارمندان عادي برخورد تند مي شد، از ادارات به خصوص آموزش و پرورش اخراج مي شدند، کميته هاي پاکسازي بخصوص در آموزش و پرورش خيلي تند رفتند; در اين شرايط امام (ره)  اين جمله را مطرح کردند که ميزان حال فعلي اشخاص است که الان در جمهوري اسلامي خدمت مي کنند و نبايد اين افراد را از گردونه کار و بازدهي حذف کنند. در اصل نگاه انساني امام (ره) به کساني بود که متهم بودند; يعني به عوامل انقلاب تاکيد مي کردند که اگر روزي تخلفي انجام داده و مثلا در جشن روزهاي پهلوي شرکت کردند، آن را ملاک قرار ندهيد. در يک جمله بايد گفت که اين جمله امام (ره) براي جذب بود نه براي دفع. راهي براي حضور همگان زير چتر جمهوري اسلامي نه بهانه اي براي خارج کردن بهترين نيروها از متن جامعه. البته اگر افرادي با سوابق مثبت دچار خلافي شوند يا مرتکب جرم و جنايتي شوند حتما قانون بايد با آنها برخورد کند. اين به معناي مصونيت دادن به افراد در برابر قوانين کشور نيست اما استفاده کردن از اين جمله امام (ره) براي حذف کساني که با بعضي سليقه ها همراه نيستند نيز ظلم به امام (ره) و جمله امام  (ره) است.
حالا سرنوشت اين جمله چه شده است؟ برخي اين جمله را به کار مي برند براي حذف بچه هاي انقلاب. امروز مي گويند درست است که اين افراد در زمان رژيم طاغوت افراد به زندان رفته و شکنجه شدند و سابقه مبارزاتي و مديريتي در سطوح مختلف نظام  دارند، امروزش براي ما ملاک است; چون همراه و همفکر ما نيست و سليقه ما را قبول ندارد و بر نمي تابد، بايد کنار بروند. بايد در پاسخ به اين افراد گفت، مگر سليقه اين افراد شاخص و ملاک است ؟
در اين کشور دو يا سه جريان سياسي عمده وجود دارد; هرجرياني ممکن است سليقه جريان ديگري را قبول نداشته باشد. بچه هاي انقلاب را با همين جمله امام (ره) در سطوح مختلف مديريتي حذف مي کنند. ببينيد در اداره ها، دانشگاه ها چگونه رفتار مي کنند و استادان دانشگاه و دانشجويان با چه سرنوشتي مواجه شدند؟ امروز يک عده اي تازه به دوران رسيده اين جمله امام (ره) به دست گرفته اند تا افراد مخالف سليقه خودشان را حذف کنند. در همين فرمان هشت ماده اي آمده است که حق شنود و جستجو در زندگي خصوصي افراد وجود ندارد، آن زمان به دليل وجود ترورهاي کور نيروهاي انقلاب به دنبال خانه هاي تيمي مي گشتند; در همين فرمان ايشان تاکيد کردند که اگر در جستجو و تعقيب افراد به ناچار وارد خانه فرد ديگري شديد که مثلا در آن خانه آلات قمار و مواد مخدر ديده شده است، اين نيروها حق برخورد ندارند. يا همان موضوع شنود تلفني و کنترل افراد که فضاي ناامن ذهني را براي بعضي از مردم به وجود آورده بود، امام (ره) با اين پيام بار ديگر امنيت رواني را به جامعه بازگرداند و جلوي تخلفات احتمالي را گرفتند. در آن زمان چرا مکالمات تلفني برخي شنود مي شد، چون برخي گروهک ها همچون سازمان مجاهدين خلق از طريق تلفن اطلاعات را به خارج از کشور خصوصا عراق مخابره مي کردند; اما امام (ره) مي فرمودند که نحوه برخورد با چنين شرايطي بايد تابع ضوابط باشد، نه اينکه افراد داخل نظام و زندگي خصوصي افراد نيز مورد تعرض قرار گيرد.
اما امروز نيز دشمن به دنبال توطئه است، چگونه مي توان با توجه به فرمان هشت ماده اي امام (ره) عليه اقدامات دشمن مبارزه کرد؟
از اولين روزي که اين انقلاب به پيروزي رسيده است، سران استکبار به دنبال نفوذ و توطئه بودند، جنگ تحميلي را به وجودآوردند، دست به ترورهاي کور و ترور شخصيت هاي تاثير گذار زدند و امروز هم با کار تبليغاتي و استحاله از درون به دنبال تخريب وجهه نظام هستند. فرمان هشت ماده اي امام بدين معني است که نبايد به بهانه برخورد با بدخواهان فضاي ناامن رواني براي عامه مردم ايجاد کرد. امروز ببينيد سايت هايي که راه اندازي شده است، چطور عليه شخصيتهاي انقلابي دست به تخريب زده اند و مثلا عليه آيت الله موسوي خوييني ها هتاکي مي کنند، کتابي سراسر دروغ تحت عنوان " شنود اشباح " را چاپ و منتشر مي کنند. کسي که در تسخير لانه جاسوسي نقش موثر و فعالي را با دانشجويان داشته است، امروز عامل شوروي و آمريکا معرفي مي شود! و تسخير لانه جاسوسي را که هويت انقلابي و ملي ماست را زير سوال مي برند يا دروغ هايي که براي تخريب چهره امثال آقايان هاشمي و خاتمي و ديگر چهره هاي انقلابي در سايت ها مطرح مي شود. اين در حاليست که بايد از امکانات انقلاب و نظام براي دفاع از هويت انقلاب استفاده کنيم.
اگر در پايان نکته اي باقي مانده است، بفرماييد؟
در پايان اين مصاحبه اينطور بحث را جمع بندي کنم که فرمان هشت ماده اي امام خميني (ره) سند افتخار جمهوري اسلامي براي پايبندي به حقوق بشر و قانونگرايي است که راهبرد عملي جمهوري اسلامي، پشتوانه عملي قوانين از يک طرف و از طرف ديگر پشتوانه واقعي براي ايجاد امنيت عمومي براي مردم است که بازشناسي و بسترشناسي صدور فرمان هشت ماده اي به همه ما کمک مي کند که در راه درست حرکت کنيم.